تبليغاتX
سلمقان - salmaghan
فرهنگی هنری اجتماعی درمورد محله سلمقان و آران وبيدگل

اواسط آبان ماه 1359 – هواكم كم روبه سردي مي گذارد. بچه ها توي كوچه هاي زير بازارچه سلمقان مشغول بازي هستند . وقتي كتابي رابدست يكي از بچه ها دادم باكمال تعجب پي به استعداد اين بچه ها بردم چراكه خلاصه اي از كتاب رابرايمان گفت . نمي دانم چرايكباره غمگين شدم . شايد براي آينده اين بچه ها ويا شايد هم براي آينده بچه هاي خودم . بگذريم مثل برق فكري از ذهن من ودوستم گذشت .

پس كمر همت يستيم وبراي انجام تصميمي كه گرفتيم راهي تهران شديم. در آنجا وباكمك كسبه نارمك مبلغ 7500 ريال جمع آوري كرديم . ازمحل فوق يك قفسه وحدود 100 جلد كتاب كودكان خريداري كرديم ودر اتاقك كنار مسجد كتابخانه اي محقر راپايه گذاري كرديم . البته از همان اول هم مخالفتها وسنگ انداز يها شروع شد وبه قولي كارمان راسبك وبچه بازي وبقولي ديگر بي سروته مي دانستند.اماباآنكه ساكن تهران بوديم حتي بدون يك لحظه غفلت دنبال كار راگرفتيم تااينكه به كمك دوستان وياري خداوند متعال كم كم حدود يكهزار وپانصد جلد كتاب جمع آوري كرديم كه غالبا كتابهاي كودكان بودودر دوباب مغازه اجاره اي كه يك باب آن راكتابخانه وديگري رابامقوا فرش نموده وسالن مطالعه كرديم. ........

....25 فروردين 1372 – آفتاب كم كم روبه غروب بود ومن بي صبرانه در انتظار طنين مرحوم آسيد آقا (مؤذن مسجد صاحب الزمان بيدگل ) بودم ، باعجله در خانه دوستم رازدم .

 خب اولين شبي بود كه به مسجد مي رفتم وبرايم همه چيز تازگي داشت .بين دونماز به مكبر خوش صداي مسجد گفتم : به امام جماعت بگو كه ما مي خواهيم در اين مسجد كتابخانه اي داير كنيم . اصلا هم نمي دانستيم كه كتابخانه اي در اين مسجد داير بوده وچند سالي است كه متروك مانده است.-كتابخانه اي باگذشته اي كه در متن قبل از زبان يوسف حقيقي ومحسن مقدم خوانديد- خلاصه بعداز كلي گفتگو بامرحوم حاج آقاي حقيقيان امام جماعت محترم مسجد  به ما دونوجوان 16و17 ساله اعتمادكردند وباهم پس ازبررسي وآشنايي بابچه ها مشغول بازسازي وراه اندازي كتابخانه شدم....

(متن فوق قسمتي از مطلبي با عنوان دارالارشاد است كه به قلم آقاي مهدي حاجي آقا مقدم در خصوص فعاليت هاي كتابخانه كانون فرهنگي دارالارشاد مسجد صاحب الزمان بیدگل نوشته ودر صفحه 5  نشريه شماره ۳ ويگل چاپ شده است.این کتابخانه درحال حاضر ۱۵۰۰۰جلد کتاب دارد واز مراکز فعال فرهنگی شهرستان اران وبیدگل به شمار می رودو در سه سال متوالي 83- 84 و85 جزو كتابخانه هاي برتر كانون هاي فرهنگي هنري مساجد استان اصفهان انتخاب شده است.)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت   توسط وحید  | 

 

     ورزشگاه قدیمی وخاطره انگیزشهیدفکری(چهل جریب) کاشان و  ورزشگاه تختی آران وبیدگل حسرت روزهایی رادارند که سکوهای آنها شرمنده انبوه تماشاگرانی می شد که صبح های جمعه ویابعداز ظهر های داغ وآتشین تیرومرداد آران وبیدگل قبل از شروع مسابقه بین تیم های فوتبال شاهد وسپاهان وهما وعقاب وانقلاب و....در ورزشگاه حاضر می شدند وباشور وحرارت تیم خودراتشویق می کردندو....

متاسفانه باوجودمشکلات مالی فراوانی که برای تیم های فوتبال وکل ورزش شهرما بوجود آمده است حضور تماشاگران در ورزشگاه برای مسئولان فوتبال یک رویای دست نیافتنی شده است واز آن بدتر وقتی به نام تیم های شرکت کننده در دسته اول آران وبیدگل نگاه می کنیم دیگر نشانی از افسر وشاهین و شهید احمدی ورسالت و متحد و.... نمی بینیم . به راستی آیا پیشکسوتان تیم های بزرگی مانند افسر وشاهین ( که بسیاری از آنان بحمدالله وضعیت مالی مناسبی دارند) نمی بایست گوشه چشمی به نوجوانان وجوانان محل خود داشته ودست آنان رابگیرندتاحداقل نام تیم ها که خاطرات تلخ وشیرین زیادی از آنها به جای مانده فراموش نشود.

از روی یک عادت قدیمی از دوستان وضعیت تیم شاهد راسوال کردم وجواب شنیدم که مسابقات فوتبال آران وبیدگل شروع شده وچندهفته  آن نیزبرگزار شده است وشاهدبعداز برگزاري ۲ مسابقه ازادمه بازي ها انصراف داده وطبق مقررات به دسته دوم سقوط كرده است .

بنابر اين بايد گفت از حالا تا زماني نامعلوم علاقمندان به فوتبال در محله سلمقان بايد باخاطرات ورزشي تيم شاهد دلخوش باشند وحسرت روزهايي رابخورند كه تيم محبوبشان در فوتبال آران و بيدگل آقايي مي كرد .   همچنين ساير علاقمندان  فوتبال   آران وبيدگل   (اگر علاقمندي به فوتبال  آران وبيدگل باقي مانده باشد.) نيز بايد در روياي رقابت تيم هاي گذشته سير كنند ودر خاطرات خود ياد روزهايي باشند كه بر روي سكوهاي داغ ورزشگاه تختي آران وبيدگل وچهل جريب كاشان نظاره گر رقابت داغ فوتباليست هاي شهرشان بودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت   توسط وحید  | 

به روال سال های گذشته جشن میلاد مهدی موعود (عج) در مسجد صاحب الزمان واقع در خیابان سلمقان برگزار می شود . کاروان جشن وسرور ساعت ۹ شب از مسجد امامرضا(ع) سلمقان به طرف مسجد صاحب الزمان حرکت خواهد کرد . درمسیر عبور کاروان برنامه های شاد ونور افشانی و سرود و مدیحه سرایی و پذیرایی انجام خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت   توسط وحید  | 

آقای علی اکبر ارباب پور بنا بر تاریخ شناس نامه اش 76 ساله است. امّا خودش معتقد است بیشتر  سن دارد.بادهای گرم غروب مجدآباد در واپسین دم  پنج شنبه 25/تیر/1388 آوای بومی اورا  برایم دل نشین تر می کند.وقتی که در خانه  با آقای حسین بیدگلی  قرار می گذاشتیم  تا با هم به صحرا برویم،فکر نمی کرد م بیشترین دقایق خارج از خانه را  با پیر مردی  مصا حبت خواهم داشت که شاهنامه خوانده است، سعدی را می شناسد،به حافظ به عنوان  یک عارف می نگرد واز کلیله ود منه پندها آموخته است.چهل سال پیش هم وقتی که در یک شب داغ تابستانی در یک خانه ی همسایه داری  به مجلس وعظ مرحوم اقدسی  گوش می دادم  واو با شور وشوق  از قدم گذاشتن  بشر به کره ی ماه سخن می گفت،هرگز فکر نمی کرد م بعد از چهل سال، درست  در سال گشت این واقعه ،مرد سال خورده ی د یگری از آبادی خودم، آنهم درمیان یک دشت خشک وکم حاصل از پیشرفت عمومی جهان  سخن خواهد گفت واز عقب افتادگی  جامعه ی خود  گله مند خواهد بود. (آقای ارباب پور با لحن شیرینی اشاره کرد که امروز خارجی ها در کره ی ماه  برای خود خانه می سازند.)

آقای ارباب پورسواد خواندن ونوشتن را،قسمتی در نزد مرحوم مهیمنی وقسمتی را در کلاس درس قرآن مرحوم استاد مختار تمسّکی آموخته است.ولی تبحّر خودرا  در علم حساب داری  مد یون مرحوم ارباب یدا...اربابی می داند  که بنا به گفته ی او روزگاری  در «مهمان خوان »منزل اربابی ها در محله ی سلمقان بیدگل  به بچه های آبادی درس میداده است.

(مهمان خوان: محلی برای پذیرایی واسکان غریبه ها که سابقا در بعضی از محلات بیدگل وجود داشته است.)

نقل از وبلاگ وامابعد http://va-ama-bad.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت   توسط وحید  | 

دوباره حسّ خوب خواب روی پشت بام خانۀ پدر بزرگ

شمردن ستاره های بی شمار،نشسته روی روی دامن بلند آسمان

دوباره شوق دیدن تمام عکس های بچّگی،مرور خاطرات خوش

یاد دیدن کبوتران جَلد،مرغ های خانگی،شنیدن صدای شانه روی پود

اتل متل و قصه های عم قزی

دوباره بوی قهوه و گلاب

بوی نذری و صدای روضه های اقدسی

دوباره بوی نقل روی خوانچه های نیمه ای

یاد حوض آب و باغ و باد و زنجره لای تک درخت بید

شوق آب تنی درون حوض آب ظهر

کاشیهای لب پریده

ماهی های جوب

یاد قلقله،بلون،تُنگی،کوزه های نو،جوال خشکبار و خمره های گز

دوباره ترمه،گواردین،پیچازی،مخمل و زری

دوباره رچ ،بوم ،حاشیه

قالی گُلی و تیر مه ای

کلون و چفت

 شیشه های رنگی اتاق هشت دری

ارسی و رف چراغدان

بادگیر و خلوته

پلّه های بی شمار جوب(جوب آب خورده از مبارکه)

دوباره قاضی و دولاب،گُنبیه و دست زیر

شوید و باقلا،کالک و انار و بوی دست یار

دوباره تنگ های سبز،شویدیهای روس،گلابدان چین،سماور و اتوذغالی و گرامافون

دوباره بوق ساعت سه ،گرمابه شرف

دوباره توتون و چپق و پیرمردهای خستۀ تکیده پشت چینۀ دکان مسگری

دوباره جنگ بی بقای «سلمقان» و «درب ریگ»*

یاد رنج های مردم از زمان نایبی

یاد دست های با سخاوت زمانۀ وبا

دوباره یاد نیمکت شکستۀ کلاسهای درس و بچّه های موپریش بد لباس

یاد خوب کاغذ هوایی نرفته تا بلند اوج

دوباره هدیه های چای کیمیا

دوباره شوق یک بغل ترانه روی کاگِلای پشت بام خانۀ پدر بزرگ

شمردن ستاره های آسمان باز

آسمان پر ستارۀ کویر

                           شعراز مهندس مسعود فرزانگان بیدگلی - لینک منبع   وطن من بیدگل

------------------------

*به نظر من مهندس در شعر خودباید اینگونه می سرود : دوباره جنگ بی بقای دربریگ وسلمقان  

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت   توسط وحید  | 

متن زیر از وبلاگ (واما بعد ) آقای عنایتی انتخاب شده است که درخصوص بازار سلمقان ومکتب خانه مهیمنی که قبلا در این بازار قرار داشته نوشته شده است.توصیف زیبایی از حال وهوای بازار وسلمقان قدیم است که برای نویسنده اش آرزوی توفیق داریم.


درمورد مرحوم مهیمنی قبلا ازبزرگترها چیزهایی شنیده بودم. مکتب خانه ی ایشان درهمین جایی قرار داشته است که هنوز هم به عنوان «بازار سلمقان» از آن یاد می شود. نان سنگک وبوی کباب این بازارچه هنوز هم در بعضی شامّه‌ها ماندگار مانده است. اصلا این محله‌ی سلمقان، از روز اول، یک چیزی در خود داشته است که من هنوز هم آن محل را دوست دارم. جوب خانقاه یکی از آن هاست.آن میدان سایه دار جلوی حسینیه و خانه اربابی ها و تکلّم به زبان دهی (حتی توسط درس خو انده های آبادی). بادهای داغ تابستان که از طرف صحرا می وزید و بلوغ را درتن بچه ها، بارورمی ساخت. وکتک هایی که توی کوچه ها یش می خوردیم یا میزدیم . فحش هایی که می دادیم یا می شنیدیم . فصل بهار از دیوار خشتی خانه های مردم  بالا می‌رفتیم ولانه گنجشک  برمی داشتیم .گاهی اوقات در کوچه های خاک خورد ه ی بیدگل در آن سالها، سیه چشمانی دیده میشد که گوی خوبی می بردند از خوبان خَلُّخ*. و شاد بودند. یک بار هم یک دختر خانم درشت اندام که یکی دو سال از من بزرگتر بود، به نحو تحقیرآمیز وغافل گیر کننده ایی، من را هل داد در یک حوض آب عمیق.

خدا رحمت کند مرحوم اُمّه خانم را که همه ی اهل محل، به او نگاه مادری داشتند. اسم شناسنامه ایی اش «غزاله» بود.چه اسم شیوایی!

اما مرحوم مهیمنی را سن من تقاضا نمی کند که به یاد داشته باشم. خانه ومکتب خانه اش را دیده ام. همان اتاقی که درآن درس می داده  و معلمان باز نشسته ای مثل آقا یا ن عباس و علی ربّانی درآن درس خوانده اند، هنوز سالم وسر پاست.

آن خانه در حال حاضر هم مسکونی است. چند سال پیش  که  از پله های تنگ و فشرده‌ی بالاخانه اش بالا می رفتم که همه ی محله را از  روی سقف بازار سلمقان ببینم، بوی مطبوع آبگوشت کدو و تُرشاله‌ایی که صاحب خانه روی اجاق گذاشته بود، هوس زندگی را در دل، چند برابر می کرد. سعیده خانم، همسر آقای حسن اربابی که همین چند روز پیش، آقا زاده اش آقای دکترسپهر اربابی، درکانون شهید عربیان، برای فرهنگیان در مورد نجوم  سخنرانی کرد، یک شب در تهران برای من تعریف می کرد که او و تنی چند از دختران فامیل، یکی دوسال ابتدایی خودرا در همین مکتب و در نزد مرحوم مهیمنی درس خوانده اند.

ماشاالله مهیمنی ظاهراً از یک دست فلج بوده و با همان یک دست سالم به تنهایی از قنات آب می‌کشیده. و به تنهایی از صحرا خاک می آورده. و به تنهایی خشت مالی می کرده است و از این راه نان خود را در می آورده است. عصبی مزاجی از دیگر خُلقیات او بوده است. و برای برقراری نظم در کلاس، خاطره های متعددی به صورت مکتوب از سوی شاگردان ایشان نوشته شده که  در نزد نگارنده موجود است.

مکتب‌دار محله سلمقان بیدگل بنا به گفته پاره ای از کسان، در پایان عمر با پریشان احوالی و حواس پرتی مواجه می شود. و در همان شرایط از دنیا می رود. قبراوکجاست؟ نمی‌دانم. این را می شود از نوه اش آقای علی رضا مهیمنی خدمتگزار خنده روی مدرسه ی راهنمایی شهدای هاشمیه پرسید.عکسی را که از مرحوم مهیمنی در اینجا ملاحظه می فرمایید مربوط به دوران جوانی اوست.این عکس را من از علی رضا گرفته ام.  

clip_image002 by you.


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط وحید  | 

تخریب وفروریختن دیوار دور پشت بام یک منزل مسکونی در هفته گذشته بر اثر وزش باد شدید در حوالی مسجد صاحب الزمان بیدگل باعث شد عباس راوندی ابوی جانباز علی اکبر راوندی که در حال عبور از کوچه بود زیر آوار آجرها دچار ضربه مغزی شود وبعداز چند روز درحال کما بودن امروز جمعه ۲۸/۱/۸۸ جان به جان آفرین تسلیم کند. وی از افراد علاقمندبه فعالیت های مذهبی بود و درجمع آوری کمک های مردمی برای زیارت هفت امامزاده با هیئت امنای زیارت همکاری نزدیکی داشت.برای عباس راوندی آرزوی غفران الهی وبرای بازماندگان صبر ازدرگاه ایزد منان خواستاریم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت   توسط وحید  | 

فیلمی از عزاداری هیئت حسینی سلمقان در سال ۱۳۷۱ در محل حسینیه توده بیدگل رادر لینک زیر می توانید ببینید. دراین فیلم که قبل از احداث بلوار واصف وتخریب بازارچه ها وساباط های اطراف حسینیه است بخشی از این آثار مشاهده می شود:

لینک فیلم در یوتیوب

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت   توسط وحید  | 

آقای حسن حاجی باقری قهرمان دوومیدانی کشوروچهره نام آشنای ورزش آران وبیدگل در نامه ای که به پورتال خبری کاشان ارسال نموده  نحوه انتخاب وعملکرد رئیس اداره تربیت بدنی آران وبیدگل رامورد نقد قرارداده است که متن آن به شرح ذیل می باشد:

منبع : پورتال خبری کاشان

قهرمان دوومیدانی کشور با ارسال دورنگاری به پورتال خبری کاشان از عملکرد مدیر تربیت بدنی آران و بیدگل انتقاد کرد .
حسن حاجی باقری ، قهرمان دوومیدانی کشور نامه خود را این گونه آغاز کرده است : « من با  حدود 15 سال سابقه حضور در مسابقات ملی و 5 دوره مسابقات بین المللی ، در جایگاه یک ورزشکار ملی و به عنوان نماینده شمار زیادی از ورزشکاران آران و بیدگل ، نارضایتی خود را  از عملکرد مدیریت تربیت بدنی این شهر  اعلام می کنم »  .
وی در این نامه نوشته است : « مدیر تربیت بدنی این شهر ، متأسفانه با ورزش و مشکلات ورزشکاران ناآشناست و برای تصدی چنین مسئولیت مهمی سابقه کافی ندارد » .
حاجی باقری با انتقاد از دوشغله بودن مدیر تربیت بدنی آران و بیدگل افزوده است : «  او همزمان در اداره ی دیگری نیز کار می کند و تاکنون با انتقال وی به اداره تربیت بدنی موافقت نشده و همین موضوع باعث شده است اداره تربیت بدنی آران و بیدگل در ساعات اداری ، بی مدیر اداره شود » .   
وی ، تربیت بدنی آران و بیدگل را چون کشتی بی ناخدا توصیف کرده و نوشته است : « این کشتی در سال های پیش با وجود ناخدا هم به ساحل نرسید » .
قهرمان دوومیدانی کشور در بخش دیگری از نامه خود تصریح کرده است : « مدیر تربیت بدنی آران و بیدگل با بی اعتنایی به صندوق قرض الحسنه رفاه ورزشكاران باعث شد  هيئت مديره اين صندوق  به انحلال زود هنگام آن رای دهند »  .
حاج باقری در این نامه در  انتقاد از مخالفت های مدیر تربیت بدنی آران و بیدگل با تمرین هایش در سالن ورزشی شهر نوشته است :  «  فرمانداری و اداره کل تربیت بدنی استان به طور جدی در حال پیگیری این موضوع هستند »  .
حسن حاجی باقری در ادامه نامه خود  از مهندس گرانمایه نماینده مردم کاشان و آران و بیدگل در مجلس شورای اسلامی پرسیده است  : « آیا به راستی در  این شهرستان فردی که سابقه کافی در ورزش داشته باشد یا آشنا به امور و مشکلات ورزشکاران باشد برای تصدی این مسئولیت وجود نداشت ؟  آيا نبایست از قهرمانان و ورزشكاران اسبق شهرستان كه اسنخوان در اين راه خرد كرده اند و به مشكلات ورزشكاران آشنا هستند در این زمینه نظرخواهی می شد  ؟ »
این ورزشکار در پایان نامه خود  عاجزانه از مسئولان تقاضاکرده است مشکلات  تربیت بدنی و ورزش آران و بیدگل  را برطرف کنند تا ورزش اين شهر  بار ديگر زنده ، پويا و بانشاط شود .
پورتال خبری کاشان آماده است متقابلا پاسخ مدیر تربیت بدنی آران و بیدگل و همچنین نماینده مردم کاشان و آران و بیدگل در مجلس شورای اسلامی را در این زمینه منتشر کند . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت   توسط وحید  | 

 

مراسم سوگواری به مناسبت شهادت امام هشتم

علی ابن موسی الرضا(ع) درروز آخر ماه صفر باحضور هیئات مذهبی در محل آستان مقدس هفت امامزاده برگزار شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت   توسط وحید  | 

توضیح:

ماخبرنگاران خوبی درآران وبیدگل داریم که متاسفانه فعال نیستند . دفاتر خبری مطبوعات درشهر ما وهمچنین شهر مجاور ما یعنی کاشان دفاتر جذب آگهی شده اند و مسئولین ما هم خیلی در فکر انعکاس اخبار شهرستان نیستند .شاید به دلیل مشکلات وبرنامه های کاری زیادی که دارند فرصتی برای رسیدگی به مسائل خبری شهر ندارند . درروزنامه های سراسری وشبکه های تلویزیونی کمترنامی از آران وبیدگل دیده می شود واگر همت مسئولان آستان محمد هلال برای پخش مستقیم عزاداری های محرم و..نبود آران وبیدگل در زمینه خبر حرفی برای گفتن نداشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت   توسط وحید  | 

 موش از شكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سرو صدا براي چيست . مرد
 مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي
 مشغول باز كردن بسته شد . موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت : كاش يك غذاي
 حسابي باشد .

 اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون
 صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود . موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد
 را به همه حيوانات بدهد . او به هر كسي كه مي رسيد ، مي گفت : توي مزرعه يك
 تله موش آورده اند ، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است ...

 مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تکان داد و گفت : آقاي موش برايت متاسفم
. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي ، به هر حال من كاري به تله موش
 ندارم ، تله موش هم به من ربطي ندارد .

 ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت : آقاي موش من فقط
 مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من
 ربطي ندارد . مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود .

 موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت ، به سراغ گاو رفت . اما گاو
 هم با شنيدن خبر ، سري تكان داد و گفت :  من كه تا حالا نديده ام يك گاوي
 توي تله موش بيافتد ! . )) او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد و دوباره مشغول
 چريدن شد .

 سرانجام ، موش نااميد از همه جا به سوراخ خود برگشت و در اين فكر بود كه
اگر روزي در تله موش بيافتد ، چه مي شود؟

 در نيمه هاي همان شب صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد . زن مزرعه
 دار بلافاصله بلند شد و به سوي انبار رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ،
ببيند .

 او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده موش نبود ، بلكه
يك مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود . همين كه زن به تله موش نزديك
شد ، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد . صاحب مزرعه با
 شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي زنش را در اين حال ديد او
 را فوراً به بيمارستان رساند . بعد از چند روز ، حال وي بهتر شد . اما روزي كه
 به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود ، گفت :
 براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست .

 مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد
بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد . اما هر چه صبر كردند ، تب بيمار قطع نشد .
 بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند .
 براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي
 ميهمانان عزيزش غذا بپزد .

 روزها مي گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد . تا اين كه يك روز
 صبح ، در حالي كه از درد به خودش مي پيچيد ، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي
 زود در روستا پيچيد . افراد زيادي در مراسم خاك سپاري  او شركت كردند .
 بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي
 ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .

 حالا موش به تنهايي در مزرعه مي گشت و به حيوانات زبان بسته اي فكر مي كرد
 كه كاري به تله موش نداشتند !!!!!!!!!!.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت   توسط وحید  | 

آران وبیدگل از شب گذشته بابارش برف سنگین چهره زمستانی به خود گرفت .

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت   توسط وحید  | 

نمایی ازسقف ایوان حسينيه سلمقان بيدگل

شب عاشوراي سال 86-عزاداران هيئت حسيني سلمقان

 

مديحه سرايي مداحان اهلبيت احسان فيني زاده ومحمد صالحي

 در جمع عزاداران هيئت حسيني سلمقان بيدگل

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت   توسط وحید  | 

      باشروع عملیات احداث کنارگذر آران وبیدگل وانتقال جاده کمر بندی کاشان به قسمت شمال شهر آران وبیدگل که باعث رونق وابادنی وخروج شهرهای آران وبیدگل - نوش آباد وسفید شهر از بن بست خواهد شد متاسفانه همسایه های جنوبی ما به جای حمایت از این طرح ورهایی محور دارالسلام -راوند از بن بست ترافیکی وحفظ امنیت جانی شهروندان کاشانی پیشنهادی رامطرح کرده اند که به جای رونق منطقه مشکلات جدیدی را به همراه خواهد داشت . خبر مربوط رابخوانید  .

اعضاي شوراي اسلامي شهر كاشان، شنبه شب در جلسه‌اي با حضور معاون امور عمراني استانداري اصفهان، خواستار احداث كمربندي در اين شهر پر رفت و آمد شدند.

رييس شوراي اسلامي شهر كاشان، به نمايندگي از اعضاي شورا گفت: جاده دارالسلام كاشان، كه به عنوان كمربندي اين شهر محسوب مي‌شد، به مسيري درون شهري تبديل شده است و اكنون شهر كاشان، عملا كمربندي ندارد.

حسين فربد با اشاره به خطرساز بودن ورود خودروهاي برون شهري و ايجاد تصادفات بسيار در مسير جاده دارالسلام تا جاده راوند بر ضرورت احداث اين كمربندي تاكيد كرد.

وي پيشنهاد كرد: مسيري بين آران و بيدگل و كاشان به عنوان كمربندي احداث شود تا هر دو شهر از مزاياي آن بهره مند شوند.

فرماندار كاشان نيز با تاييد اين موضوع اظهار داشت: خودروهاي جاده ترانزيت تهران - بندرعباس، امان را از شهر كاشان گرفته اند.

حسينعلي حاجي اضافه كرد: بر اساس آمار تصادفات، در اين شهر، هر سه روز يك نفر كشته برجاي مي‌ماند و دو سوم اين تلفات در حدفاصل ميدان دارالسلام تا ميدان راوند رخ مي‌دهد.

وي، با بيان اينكه بيشتر اين تصادفات مربوط به خودروهاي سنگين است، بر لزوم احداث كمربندي يا كنارگذري كه ورود خودروهاي جاده ترانزيت به داخل شهر كاشان را محدود كند، تاكيد كرد.

معاون امور عمراني استانداري اصفهان نيز در اين نشست، با تاييد ضرورت احداث كمربندي در اين شهر، براي همكاري در اين زمينه قول مساعد داد.

محمد جعفرعليزاده در اين جلسه، مباحث فني اين امر را با حضور مديركل راه و ترابري استان اصفهان و جمعي از كارشناسان و اعضاي شوراي اسلامي شهرهاي كاشان و آران و بيدگل مورد بررسي قرار داد.

وي، در پايان با اشاره به ضرورت انجام مطالعات بيشتر در اين زمينه گفت: در دور دوم سفرهاي استاني رياست جمهوري به استان اصفهان، پيشنهاد مطالعه و احداث كمربندي كاشان به طول تقريبي ‪ ۲۰‬كيلومتر را پيگيري مي‌كنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت   توسط وحید  | 

اي آشناي غريب

اي عصمت هشتم ، كوچه هاي نيشابور هنوز بوي كلام عطرآگين تو را دارد ، هر روز كه خورشيد خراسان سينه ريز زرينش را از شوق مي درد و انبوه دانه هاي طلايي اش از فراز آسمان بر حَرَمت مي پاشد كبوتر دل بهانه كنان به سوي حرم تو پر مي كشد همان وتري كه هر روز به سوي دانه هاي مهري مي رود كه برايش مي پاشي.

هواي صحن و سراي تو، پر از زمزمه است و آسمان آكنده از ذرات لطيف حضوري است كه چهره زائران خسته را مي نوازد در بارگاه تو هيچ كس غريب نيست.

سلام بر تو اي آشناي غريب

سلام بر تو كه توس ، با آمدنت مدينه ايمان شد و ما هر روز در مشهد عاشقان ، نگاهمان را به نگاه تو پيوند مي زنيم ، هر سحر به كوچه هاي ايوان نگاه روشنت كوچ مي كنيم و چون پرنده اي غريب به گوشه حَرَمت پناه مي بريم.

-----------------------------------------------------------------------------

به روال سال های گذشته جشن میلاد امام رضا(ع) در شب تولد آن حضرت در مسجد امام رضا (ع) سلمقان برگزار خواهدشد . در این جشن برنامه های مختلف سخنرانی - مدیحه سرایی - سرود - پذیرایی همراه بامسابقات حضوری انجام می شود .

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت   توسط وحید  | 

به همت شورای ورزش بیدگل اولین جشنواره رقابت های ورزشی در پاییز وزمستان برگزار می شود .این جشنواره شامل رشته های والیبال - کشتی - فوتسال - اسکیت - دارت وجشنواره خانوادگی است . این مسابقات درراستاي اهداف تربيت بدني و به منظور ترویج فرهنگ ورزش در بین مردم برگزار می شود .

اولين جشنواره ورزشي شوراي ورزش بيدگل

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت   توسط وحید  | 

به مناسبت هفته دفاع مقدس نمایشگاه میعاد گاه عشق توسط پایگاه صاحب الزمان بیدگل در آستان مقدس هفت امامزاده برگزار گردید.دراين نمايشگاه عكس هايي از ۵۱ شهيد محدوده پايگاه صاحب الزمان همراه با ماكت منطقه عملياتي كربلاي ۵ و۴ - عرضه محصولات فرهنگي وكتاب ونمادهايي از دفاع مقدس به نمايش گذاشته شده است .پايگاه صاحب الزمان بيدگل اولين پايگاه بسيج در شهرآران وبيدگل است كه پس از شروع جنگ در مسجد صاحب الزمان تشكيل ونقش بسزايي در سازماندهي واعزام نيروي بسيجي به جبهه هادر طول جنگ ايفا نمود . سرداران شهيد اربابي-  شاگرديان - منعمي - بني طبا و... از اعضاي اين پايگاه بودند ..عکس هایی از این نمایشگاه راببینید:

هفت امامزاده

سلمقان - نمايشگاه ميعاد عشق

ماكت منطقه عملياتي كربلاي  ۴

نمايشگاه هفته دفاع مقدس درزيارت هفت امامزاده بيدگل

نمايشگاه ميعاد عشق پايگاه صاحب الزمان بيدگل در زيارت هفت امامزاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت   توسط وحید  | 

کانون فرهنگی هنری مسجد امام رضا (ع)سلمقان افتتاح شد . به همت امام جماعت مسجد ومجتمع فرهنگی قرآنی ثامن الحجج وبامساعدت اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهر ستان آران وبیدگل کانون فرهنگی هنری مسجد امام رضا (ع) در تابستان سال جاری رسما افتتاح شد وفعالیت های خود راشروع کرد. برای دست اندر کاران این فعالیت فرهنگی آرزوی موفقیت می کنیم وامیدواریم بتواند جوانان نوجوانان بیشتری رادر زمینه  فعالیت های فرهنگی وهنری جذب نماید .

درضمن دوری می جوییم از رفتار ناپسند معدود کسانی که نام خود رابچه محل سلمقان  گذاشته اند  وبارفتار خود موجب نگرانی اهالی محل وبدبینی دیگر همشهریانمان می شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت   توسط وحید  | 

سال های متمادی است که مسجد صاحب الزمان بیدگل در ایام شعبان جشن های مفصلی رابرای میلاد امام زمان برگزار می کند .

 امسال هم ۵ شب متوالی دراین مسجد جشن وسرور برپاست.

عکس هایی از تزئین خیابان سلمقان برای میلاد قائم آل محمد .

Image hosted by allyoucanupload.com 

Image hosted by allyoucanupload.com

درجشن های امسال شاهد یک حرکت فرهنگی در محله سلمقان بودیم که توزیع گل وکتاب در خصوص شناخت امام زمان (ع) همراه باشیرینی وشربت بین مردم وحرکت دسته جمعی مردم از مسجد امام رضا به طرف مسجد صاحب الزمان ازجمله آن بود.

متاسفانه رواج ترقه بازی وانفجار و... در مراسم نیمه شعبان بسیاری ازمردم راامسال خانه نشین کرده ومانع حضور آنان در شادی های نیمه شعبان شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت   توسط وحید  | 

حسین آقای دولابی - داور خوب فوتبال آران وبیدگل

خسین دولابی -

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت   توسط وحید  | 

در روز سه­شنبه ۴/۴/۸۷ ، در هفته اول مسابقات فوتبال باشگاههای شهرستان آران وبیدگل تیم فوتبال شاهددر ورزشگاه تختی به مصاف تیم فوتبال معراج نوش­آباد رفت وتوانست این تیم را با نتیجه­ 4 بر 1 شکست دهد.

شاهددرسال گذشته موفق شده بود باغلبه برتمامی تیم ها قهرمانی باشگاههای شهرستان آران وبیدگل راکسب نماید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت   توسط وحید  | 

شب آمد و شد اول بیداریها

من و سودای دل و فکر گرفتاریها

شب خیالات و همه روز تکاپوی حیات

خسته شد جان و تنم زین همه تکراریها

در میان دو عدم، اين دو قدم راه چه بود؟

كه كشيديم درين مرحله بس خواريها

دلخوشيها چو سرابم سوي خود برد، وليك

حيف ار آن كوشش و طي كردن دشواريها

نوجواني به هوس رفت و از آن برجاماند

تنگي سينه و كم خوابي و بيماريها

سرگذشتي گنه آلود و حياتي مغشوش

خاطراتي سيه از ضبط خطاكاريها

كورسويي نزد آخر به حيات ابدي

شمع جانم، كه فدا شد به وفاداريها

شعر از "باستاني پاريزي"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت   توسط وحید  | 

 بعداز جلوگیری از تجمع فروشندگان تحت عنوان یکشنبه بازار امامزاده قاسم دستفروش هاوفروشندگان دوره گرد در محوطه هفت امامزاده تحت عنوان چهارشنبه بازار کالاهای خودراعرضه میکنند.

 آیا ورودی محوطه امامزاده مکان مناسبی برای فروشندگان دوره گرد است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

53nzd3ww5gkopsd9hgbf.jpg

 

vajf73qxumcryqad6rg4.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط وحید  | 

دستان پرنوازش بهار ، طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازد، و زمین و درخت رازهای رنگارنگ و عطرآگین خویش را نثار نگاه ما می كنند. در سال جدید خورشیدی، سبزی ، شادی ، كامیابی، بهره وری، اثربخشی فعالیتها و بهروزیتان را از درگاه ایزد منان آرزومندم.

دوست ندارم مثل همه از خدا بخوام که توی زندگی هیچ غمی نباشه، چرا که شادیها در کنار غمهاست که معنا پیدا میکنه و زیبا میشه. تنها از خدا میخوام قدرتِ درکِ حضورش رو توی لحظه های زندگی به همه ی مخلوقاتش عطا کنه، که اون وقته که هیچ مشکلی توان شکستن ما رو نداره. سال نو با دیدِ نو به زندگی و فرصتی دوباره برای بهتر زیستن بر شما خجسته باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت   توسط وحید  | 

Image hosted by allyoucanupload.com 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت   توسط وحید  | 

مراسم عزاداری ویژه امام علی ابن موسی الرضا در روز ۲۹ صفر مصادف با۱۸ اسفند ۸۶ باحضور دسته های عزادار در آستان مقدس هفت امامزاده آران وبیدگل برگزار شد .

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت   توسط وحید  | 

به ياد روحاني شهيد «علي محمد غني»
پلاكي بازگشت و استخواني
در بامداد نوزدهم ماه رمضان، مطابق با آذرماه 1348، گريه هاي كودكانه نوزادي در خانه اي از خانه هاي «بيدگل» دل خانواده مذهبي «غني» را سرشار از شادي كرد. كودك به يمن ارادت به اهل بيت عصمت و طهارت -عليهم السلام- «علي محمد» نام گرفت.
تحصيلات ابتدايي را در مدرسه «شهيد دشتباني» بيدگل به پايان رساند و پس از آن، جهت ادامه تحصيل وارد مدرسه راهنمايي «امام خميني-رحمه الله عليه-» شد. وي در دوران كودكي و نوجواني خود علاوه بر تحصيل، در امور منزل و كارهاي كشاورزي، همواره كمك كار پدر و مادر بود. ايشان در ميان همسايگان، دوستان و آشنايان جايگاه ويژه اي داشت و به عنوان پسري با گذشت و مأمن معروف بود و در رعايت مسايل شرعي و دستورات دين مبين اسلام دقت قابل ملاحظه اي داشت. از كودكي مأذن مسجد محل بود و در تابستان و زمستان نسبت به انجام اين مسئوليت، كوتاهي نمي كرد. عاقبت عشق و علاقه وي به مسايل ديني و ائمه اطهار-عليهم السلام- موجب شد تا به منظور ادامه تحصيل، راهي حوزه علميه «آيت الله يثربي» شود و علوم ديني و مذهبي را در محضر اساتيد حوزه فرا گيرد. محيط معنوي و باصفاي حوزه، دل پاكش را مزين به نور علم و تهذيب نمود. در و ديوار مدرسه پس از سال ها هنوز مست راز و نياز شبانه طلبه نوجوان بيدگل است.
علي محمد با آغاز جنگ تحميلي، كلاس، درس و بحث را به مقصد جبهه هاي حق عليه باطل ترك گفت و به منظور پاسداري از دستاوردهاي انقلاب شكوهمند اسلامي و حراست از كيش و ميهن راهي جبهه هاي نبرد شد.طعم خاك گرم جنوب و سختي كوه هاي غرب را بر جان شيرين خريد و با تمام وجود رزميد و خروشيد.او عاقبت در 81 شهريورماه 4136، پس از پنج ماه ايثار و فداكاري، در عمليات شناسايي «قادر» در «اشنويه» به درجه رفيع شهادت نايل آمد. پيكر پاك آن جوانمرد سال هاي سال در آن ديار، خاك غربت خورد و 21 سال بعد در تاريخ 875.3.1 تابوتي به بلنداي عرش و سبك باري چند استخوان، به بيدگل بازگشت.
ستاد كنگره شهداي روحاني
لینک منبع:سایت روزنامه کیهان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت   توسط وحید  | 


 موش از شكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سرو صدا براي چيست . مرد
 مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي
 مشغول باز كردن بسته شد . موش لب هايش را ليسيد و با خود گفت : كاش يك غذاي
 حسابي باشد .

 اما همين كه بسته را باز كردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون
 صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود . موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد
 را به همه حيوانات بدهد . او به هر كسي كه مي رسيد ، مي گفت : توي مزرعه يك
 تله موش آورده اند ، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است ...

 مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تکان داد و گفت : آقاي موش برايت متاسفم
. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي ، به هر حال من كاري به تله موش
 ندارم ، تله موش هم به من ربطي ندارد .

 ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت : آقاي موش من فقط
 مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي ، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من
 ربطي ندارد . مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود .

 موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت ، به سراغ گاو رفت . اما گاو
 هم با شنيدن خبر ، سري تكان داد و گفت :  من كه تا حالا نديده ام يك گاوي
 توي تله موش بيافتد ! . )) او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد و دوباره مشغول
 چريدن شد .

 سرانجام ، موش نااميد از همه جا به سوراخ خود برگشت و در اين فكر بود كه
اگر روزي در تله موش بيافتد ، چه مي شود؟

 در نيمه هاي همان شب صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد . زن مزرعه
 دار بلافاصله بلند شد و به سوي انبار رفت تا موش را كه در تله افتاده بود ،
ببيند .

 او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده موش نبود ، بلكه
يك مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود . همين كه زن به تله موش نزديك
شد ، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد . صاحب مزرعه با
 شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت ، وقتي زنش را در اين حال ديد او
 را فوراً به بيمارستان رساند . بعد از چند روز ، حال وي بهتر شد . اما روزي كه
 به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود ، گفت :
 براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست .

 مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد
بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد . اما هر چه صبر كردند ، تب بيمار قطع نشد .
 بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد مي كردند تا جوياي سلامتي او شوند .
 براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد ، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي
 ميهمانان عزيزش غذا بپزد .

 روزها مي گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد . تا اين كه يك روز
 صبح ، در حالي كه از درد به خودش مي پيچيد ، از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي
 زود در روستا پيچيد . افراد زيادي در مراسم خاك سپاري  او شركت كردند .
 بنابراين ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي
 ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .

 حالا موش به تنهايي در مزرعه مي گشت و به حيوانات زبان بسته اي فكر مي كرد
 كه كاري به تله موش نداشتند !!!!!!!!!!.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت   توسط وحید  | 

در روز جمعه 19 بهمن 2 مسابقه حساس در ورزشگاه تختی برگزار شد در بازی نخست فینال لیگ دسته 2 استان تیم  معراج   نوش­آباد و تیمی از زرین شهر برگزار شد . این مسابقه مساوی به پایان رسید در ضربات پنالتی تیم معراج موفق شد به پیروزی برسد وبه مسابقات لیگ دسته یک استان راه پیدا کند . در مسابقه دوم تیم شاهد به دیدار تیمی از فلاورجان رفت در دقایق نخست فرصت­های بیشماری نصیب تیم شاهد شد که یکی از آنها ضربه پنالتی بود اما بازیکنان شاهد تمام فرصتها را حرام کردند در دقیقه 70 تیم فلاورجان گل زد در آخرین دقایق تیم شاهد گل را جبران کرد اما با توجه به نتیجه مساوی بازی رفت تیم شاهد نتوانست به فینال دسته یک استان راه پیدا کند قهرمانی در این مسابقات تیم شاهد را به مسابقات آسیا ویژن می فرستاد . ..

لینک منبع خبر: هیئت فوتبال آران وبیدگل

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت   توسط وحید  | 

به سراغ من اگر مي آييد

 نرم وآهسته بياييد

مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي من.......

 

گرامي مي داريم ياد وخاطره بچه محل باصفايمان

مهندس محمد علي حاجي قديرزاده

كه روزگذشته درموقع رفتن به محل كار درسد گتوند خوزستان براثر سقوط خودرو به دره جان خود راازدست داد وخانواده ودوستانش راباغمي جانكاه تنهاگذاشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت   توسط وحید  | 

بوی محرمش می یاد خیمه و پرچمش می یاد

فرشته از توی آسمون برای ماتمش میاد

رقیه دخترش می یاد صدای مادرش می یاد

تشنگی با لبش می یاد حسین با زینبش می یاد

شاهزاده ای جوون می یاد عباس پهلون می یاد

یه طفل زیبایی می یاد صدای لالایی می یاد

مسافرای كربلا دارن می رن به مهمونی

دل بزن به قافله اگر می خوای جا نمونی

بعد از چراغ و پرچمو اسبابای محرمو

بگیر رو دوشت علمو دیوونه شو یه عالمو

توی صف زنجیر زنا آقا تماشات می كنه

اگه یه قطره عاشقی وصله به دریات می كنه

آقا تماشات می كنه كنار هر سقاخونه

به تشنه ها آب بنوشون بچه های كوچولو رو

لباس سقا بپوشون به تشنه ها آب بنوشون

بوی محرمش می یاد خیمه و پرچمش می یاد


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت   توسط وحید  | 

درشروع دور دوم مسابقات قهرمانی دسته اول باشگاههای استان اصفهان تیم فوتبال شاهد آران وبیدگل موفق شددرروز عید غدیر خم نماینده شهرستان سمیرم رابانتیجه دو بریک شکست دهد . دراین مسابقه تیم فریدونشهر میزبان بودو به علت سرمای هوا وبارش شدید برف درفریدون شهر این مسابقه در شهرستان تیران وکرون برگزارشدوتیم شاهد توانست باارائه یک بازی حساب شده حریف خود راشکست دهد.نماینده خمینی شهر هم نماینده فریدون شهر رابرد.

جمعه آینده تیم شاهد در ورزشگاه تختی آران وبیدگل میزبان هفته دوم مسابقات خواهد بود وبه مصاف نماینده خمینی شهر خواهد رفت .

Image hosted by allyoucanupload.com

مراسم دیدار باسادات محله سلمقان درروز عید غدیر در محل حسینیه سلمقان برگزار شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت   توسط وحید  | 

درادامه مسابقات فوتبال شهرستان های استان اصفهان جمعه ۲۳/۹/۸۶ دوبازی در ورزشگاه تختی آران وبیدگل برگزار شد.

دراین بازی ها ابتدا نماینده خمینی شهر دریک بازی جنجالی که باچندین کارت زرد وقرمز همراه بود بانتیجه ۳ بریک توانست برنماینده بادرود غلبه کند وتیم فوتبال شاهد آران وبیدگل موفق شد در یک بازی برتر ۷ بار دروازه نماینده شاهین شهر راباز کند و۷بر صفر پیروز شود .

هفته قبل نیز شاهد ۳بریک بادرود راشکست داده بود وخمینی شهر بانتیجه ۶بر ۴ شاهین شهر رابرده بود .

 جمعه آینده شاهد باخمینی شهر برای سرگروهی رقابت دارند وشاهین شهر وبادرود نیز یک بازی تشریفاتی خواهند داشت .بازی های هفته آینده در خمینی شهر برگزار خواهد شد. برای نماینده آران وبیدگل آرزوی موفقیت داریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت   توسط وحید  | 

بافت قدیم محله سلمقان حدفاصل حسینیه وزیارت هفت امامزاده که باتخریب منازل قدیمی

 تبدیل به یک پارکینگ شده است

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت   توسط وحید  | 

تیم فوتبال شاهد نماینده آران وبیدگل بعداز قهرمانی در فوتبال شهرستان که موفق شد تمامی ۱۱مسابقه خود رابا برد پشت سرگذاشته ودر این زمینه یک رکورد جالب از خود به جابگذارد دیروزجمعه ۱۶/۹/۸۶ اولین بازی خودر ادر مسابقات فوتبال استان برگزارکرد .

شاهد باتیم های خمینی شهر - شاهین شهر وبادرود همگروه است ودر مسابقه اول خود در ورزشگاه تختی آران وبیدگل موفق شد نماینده بادرود رابانتیجه ۳ بریک مغلوب کند .

این مسابقه قراربود در زمین بادرود انجام شود امابه علت آماده نبودن ورزشگاه حریف در ورزشگاه تختی آران وبیدگل انجام شد.

برای نماینده شهرستان در مابقات استانی آرزوی موفقیت بیشتر داریم.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت   توسط وحید  | 

جشن میلاد خجسته امام هشتم علی ابن موسی الرضا(ع) به مدت ۳ شب در مسجد امام رضا سلمقان در حال برگزاری است . دراولین شب یعنی چهارشنبه ۳۰/۹/۸۶  مراسم باحضور مردم واجرای برنامه های متنوع فرهنگی - سرود - مدیحه سرایی وسخنرانی حجت الاسلام شیخ علی روحانی امام جمعه محترم آران وبیدگل برگزارشد . درشب دوم بعداز اجرای مراسم مختلف آیت الله نمازی امام جمعه محترم کاشان سخنرانی کرد. دراین شب آیت اله مصطفوی وجمعی دیگر از علمای کاشان وآران وبیدگل نیز حضور داشتند .

در آخرین شب یعنی امروز جمعه بعداز اجرای برنامه های مختلف حجت الاسلام سیدحمید میرباقری سخنرانی خواهد کرد .

درپایان برنامه هابه قید قرعه به تعدادی از افرادی که اسامی آنها رضا باشد هدایایی تعلق خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت   توسط وحید  | 

ده پانزده سالی است که نام مبارک امام رضا (ع) برای مسجد قدیمی محل سلمقان انتخاب شده است واز همان سال های انتخاب این نام برای مسجد همه ساله در شب جشن میلاد امام رضا(ع) مراسم باشکوهی در مسجد برگزار می شود . سال های ابتدایی این مراسم تحت عنوان شبی باقرآن وبادعوت از حافظان وقاریان مشهور برگزار می شد ولی یکی دوسالی است که محتوای مراسم تغییر کرده وبرنامه های متنوعی در مراسم اجرا می شود . امسال هم جشن میلاد درشب تولد ثامن الحجج در مسجد امام رضا (ع) سلمقان برگزار خواهد شد . پیشاپیش این میلاد فرخنده راتبریک می گویم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط وحید  | 

 

... كه كوي مولد اوسلمقان بيدگل است

       وقتي دريكي ازروزهاي آبان 84 تصميم گرفتيم به اتفاق آقاي مجيد فرزاد مهر سردبير وعكاس نشريه كوير براي عكس برداري راهي كوچه پس كوچه هاي قديم بيدگل شويم من نقاط متعددي رادر نظر داشتم وشايد دلم مي خواست فرصتي داشته باشم كه براي هركوچه اي گزارشي بنويسم. حقيقش رابخواهيد من نمي توانم ازاين ديوارهاي خشت وگلي دل بكنم . اين دالان ها اين ضربي ها اين ساباط ها اين گنبدها اين بادگيرها واين بافت نجيب ووارسته كه روبه فرسودگي وويراني است چيزي نيست كه بتواند از خاطره آدمي مثل من محو شود . بازار سلمقان يكي از اين مكانهاست كه هنوز پابرجاست ولي ازرنگ و رونق گذشته آن خبري نيست . من هميشه ميان بازار سلمقان در بيدگل وبازار لامع در محل بازار آران يك ارتباط مي ديده ام. دليلش هم اين است كه در زمان قديم بچه هايي كه در مكتب خانه ماشالله مهيمني دوسه سال اول رادرس مي خوانده اند دوسه سال آخردوره دبستان رادر دبستان شيخ الاسلام در محله دربند وبازار آران پشت سر مي گذاشته اند.

         مكتب خانه مرحوم مهيمني در ميان بازار سلمقان جاي دارد وهنوز بدون تغييروتحول چنداني سرپا مانده است ودر مالكيت زن وشوهر جواني قرار دارد.در آن روز پاييزي 84 وقتي باآقاي فرزاد مهر از صاحب خانه اجازه گرفتيم واز پله هاي بالاخانه راهي پشت بام شديم بوي چندين نسل اززندگي درميان راه پله ها به مشام مي رسيد.آجر بود وگل وساروج ونقشي از هزاران خاطره . در بالاي بام ودركنار گنبدهاي كاهگلي بازار سلمقان طارمي ها ي مسجد، مدرسه ،گنبد زيبا وخوش نقش آب انبار مدرسه ،خانه قديمي ارباب ها حسينيه سلمقان كوچه معنيه كوچه روحاني كوچه شاطريان ودهها كوچه وصدها خانه ديگر مشاهده مي شد وبعد افق آبي شهر بود وبعد صحاري دولاب ومجد آباد وحامد آباد بابرج ها وقلعه هايش ونسيم خوش دشت هاي اطراف.

    محله سلمقان يكي از محله هاي قديم بيدگل است ويكي از همان 12 محله اصلي شهر. زيارت هفت امامزاده وبه قول قديمي ها زيارت شاهزاده محمد كه امروز تخريب وبه همت حاج محمد زاهدي در حال باز سازي است در شمال شرقي اين محل واقع شده است . مطابق باسندهاي تاريخي هفت تن از فرزندان امام موسي كاظم(ع) در اين بقعه متبركه به خاك سپرده شده اند.واخيرا خيابان واصف (شاعر متوفي دردهه 30 شمسي ) باتخريب تعدادي از خانه هاي مركزي اين محل وباعبور از محله هاي حاج عبدالصمد ، توي ده وباغ علوي به سمت ميدان امام خميني امتداديافته است . خدارحمت كند مرحوم مهندس نصرت الله اربابي را. هم مرد درس خوانده اي بود هم انسان فهيم و وزين وبي آزاري وهم شاعر توانمندي . اوبچه همين محل بود كه به رغم مهاجرت به تهران در سال 1320 وساليان سال زندگي دور از بيدگل  باز هم وصيت كرد كه بعداز مرگش درزيارت هفت امامزاده دفن گردد. اودر شعر بسيار محكمي كه در سال 1317 در وصف شرايط فرهنگي واجتماعي بيدگل سروده است از مرحوم وصاف ، واصف ، بزمي واز صباحي بيدگلي ياد مي كند ودر بيت آخر چنين مي گويد:

شده آگه از اين سيل فتنه اربابي                كه كوي مولد اوسلمقان بيدگل است

محله سلمقان برخلاف ساير محله هاي قديمي بيدگل هنوز باكمبود سكنه مواجه نيست وبه رغم مهاجرت خانواده هاي بزرگ واصيل به ساير شهر هاي ايران ونيز كشور هاي خارج هنوز روح وروان پر تپشي در كوچه ها وپس كوچه هايش جريان دارد . كتابخانه دارالارشاد در جوار مسجد صاحب اازمان در اين محل يك نقطه پرتكاپوي فرهنگي محسوب مي شود . از كارهاي خوب مردم اين محل اين بود كه پس از تخريب حسينيه قديمي ، باباز سازي مجدد بافت سنتي راحفظ كردند. زندگي عمده مردم در قديم از طريق كشاورزي وقاليبافي اداره مي شده است وتحصيل كردگان بيشماري از ميان خانواده هاي قانع وصبور آن برخاسته اند. تحصيل كردگاني كه در زمان جنگ تحميلي به درجه رفيع شهادت رسيده اند . يادشان گرامي باد.

 

منبع:

 وبلاگ آران وبیدگل؟ شاید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت   توسط وحید  | 

دیدن به اندازه واقعی 

این عکس از بام مسجد تاریخی حاج عبدالصمد گرفته شده وگوشه ای از هنرستان شهید صالح یار وبافت قدیم محله حاج عبدالصمد نیز مشخص است

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت   توسط وحید  | 

 

عید سعید فطر برشما مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت   توسط وحید  | 

یازدهمین شماره نشریه صادق صفحه آخرخود رابه معرفی تیم فوتبال شاهد ومصاحبه ای بامدیر این تیم اختصاص داده است. باتوجه به اینکه این معرفی تاحدود زیادی نتوانسته است حق مطلب رادر مورد سابقه وپیشکسوتان تیم فوتبال شاهد ادا کند در پست های بعدی سعی می کنم مطالبی رادراین خصوص بنویسم.

صادق

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت   توسط وحید  | 

پس از مدتی وقفه در عملیات آزادسازی طرح توسعه حریم آستان هفت امامزاده باتملک وآزادسازی بخش دیگر از منازل قدیمی واقع در طرح حرکت جدیدی به منظور ساماندهی محوطه ورودی هفت امامزاده در حال انجام است .

امید است باتلاش هیئت امنا وکمک مسئولین محوطه ورودی زیارت به شکل مناسبی آماده شود تابیش از این مردم برای رفت وآمد دچار مشکل نشوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت   توسط وحید  | 

در مسابقات دسته يك آران وبیدگل تيم شاهد با پيروزي بر عقاب به هفتمين پيروزي پياپي خود دست يافت و تيم سپاهان در روز ديدار با فجر در ميدان حضور نيافت تا فاصله  تيم صدر جدول با بقيه تيم ها بيشتر شود .

 نقل از وبلاگ فوتبال آران وبیدگل http://football200.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت   توسط وحید  | 

پانزده سال قبل وقتی عده ای از نوجوانان محله سلمقان تصمیم داشتند وضعیت هیئت نوجوانان حسینی محل راسروسامان دهند حضور محمد علی نوجوان در جمع بیش از بقیه مشهود بود وبا توجه خانواده اش وتهیه مقدمات  هرساله این هیئت به شکلی جالب برنامه های محرم وعزاداری رادر قالب یک هیئت زنجیر زن برگزار می کرد . محمد علی حمزه ای بعداز ظهرروز دوشنبه ۱۲/۶/۸۶ در حال جمع آوری تزئینات وچراغانی های ویژه شعبان در محوطه حسینیه سلمقان بود که براثر برق گرفتگی جان خود راازدست داد وخانواده ای وهیئتی رادر سوگ خود نشاند .

 مراسم تشییع جنازه وی باحضور مردم عزادار برگزارشد

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت   توسط وحید  | 

بعدار اتفاقاتي كه در مسابقه قوتبال تيم هاي شاهد وسپاهان در ورزشگاه تختي رخ دادكميته انضباطي به تجديد بازي بدون تماشاگر راي داد واين بارروز يك شنه 11/6/86 ورزشگاه خالي از تماشاگرتختي آران وبيدگل شاهد مسابقه مجدد وتكراري دوتيم بود . مسابقه در حال برگزاري بود كه مهاجم تيم شاهد در دقيقه 85 گل دوم تيم شاهد راهم به ثمررساند واز اين لحظه مجددا بازيكنان وسرپرستان تيم فوتبال سپاهان به بهانه هاي واهي تيم خود راز زمين بيرون كشيدند ....  تاسيه روي شود هركه در او غش باشد .

اميدواريم اين بار كميته انضباطي تصميم عاقلانه تري بگيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت   توسط وحید  | 

روز نیمه شعبان نمازگزاران مسجد امام رضا سلمقان شاهد حضور آقای مهندس گرانمایه پور نماینده مردم شهرهای کاشان وآران وبیدگل در مجلس شورای اسلامی بودند که ضمن حضور در نماز جماعت مسجد برای نمازگزاران سخنرانی کرد واز تلاش های خود برای احداث کارخانجات واقدامات عمرانی و... در دوشهرستان صحبت کرد وگفت که بااحداث کارخانه های تولیدی جدید در این دوشهرستان بیکاری ریشه کن خواهد شدو...

آقای گرانمایه پور همچنین در آستان مقدس هفت امامزاده نیز حاضر شد اما فرصت نکرد که به شهدای مدفون در گلزار شهدای هفت امامزاده نیز ادای احترام کند وبرای حضور دریک جلسه دیگر سلمقان راترک کرد.

در حاشیه این دیدار شعری رااز زبان یکی از حضار شنیدم که باتوجه به نزدیک شدن انتخابات جدید مجلس باخود می خواند : عمر گرانمایه به سر می رسد.....

این ماجرا مرا به یادداستان طنزکوتاهی از یک نویسنده اهل ترکیه انداخت که ماجرای آن در مورد برگزاری انتخابات در شهر وعلاقمندی اهالی یک خیابان به نزدیک شدن زمان انتخابات است ودلیل آن رفت وامد های مسئولین شهری و...جهت انجام اقدامات عمرانی و.... درآن خیابان است .

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت   توسط وحید  | 

اعضای شورای شهر آران وبیدگل پنج شنبه ۱۸/۵/۸۶ میهمان نماز گزاران مسجد امام رضای سلمقان بودند .

در جلسه ای که بعداز نماز وباحضور ۶ نفر از اعضای شورا وگروهی از مردم در مسجد برگزار شد مردم به بیان مشکلات محل پرداختند واعضای شوراهم سعی در توجیه برنامه ها وعملکرد ۳ماهه خود داشتند .

اهم مشکلات مردم که دراین جلسه مطرح شد ودر قالب یک طومار امضا شده تحویل اعضای شورا گردید به قرار زیر است :

  • تسریع در ادامه احداث خیابان واصف که حدود ۱۱ سال است عملیات اجرایی آن آغاز شده وهنوز مقدار زیادی از ان باقی ماانده است .
  • احداث ادامه خیابان اباذر واتصال آن به کمر بندی شمالی شهرکه به طول حدود ۲۰۰ متر ازاراضی مزروعی می باشد وباتوجه به اینکه محله سلمقان راه ارتباطی به کمر بندی ندارد این امر بسیار ضروری است
  • ساماندهی میدان جلوی پایگاه صاحب الزمان
  • احداث خیابان جنب هفت امامزاده واتصال به محله علی اکبر
  • رسیدگی به وضعیت نابسامان بافت فرسوده محل
  • بررسی وضعیت مینی بوس رانی و کنترل جهت سرویس دهی بهتر وجلوگیری از تغییر وسایل وراننده ها وکم کردن تعدا مینی بوس هاکه باعث نارضایتی مردم شده است

بعداز خاتمه جلسه اعضای شورا از کوچه های قدیمی محل وهمین طور زیارت هفت امامزاده بازدید ودر بعضی از موارد قول رسیدگی دادند.

مهم ترین خواسته مردم در این جلسه رعایت عدالت وجبران عقب ماندگی هایی که از دوره های قبلی باقی مانده است بود.

امید است اعضای شورای شهر باهماهنگی شهرداری بتوانند توسعه پایداررا در تمامی نقاط شهر رقم بزنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت   توسط وحید  | 

بعداز مطلبی که در خصوص فوتبال آران وبیدگل نوشتم واتفاقات بدی که در اواخر بازی شاهد وسپاهان در جمعه ۱۹/۵/۸۶ در ورزشگاه تختی اران وبیدگل روی داد ومعدودی از تماشاگران حاضر در ورزشگاه صحنه های بدی رابوجود آوردند که منجر به ناتمام ماندن مسابقه و حوادث بعدی شد فقط می توان گفت :

برای این عده متاسفیم....

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت   توسط وحید  | 

سایت طاووس بهشت مصاحبه ای با خانم مرصعیان موسس مجمع خواهران مکتب ولیعصر ( مسجد صاحب الزمان بیدگل ) انجام داده است که عینا دراین وبلاگ نقل می شود وبرای دست اندرکاران سایت فعال وپویای طاووس بهشت آرزوی موفقیت داریم.

لینک منبع مصاحبه:

  http://www.tavoosebehesht.com/modules.php?name=News&file=article&sid=510

گفتگوی اختصاصي طاووس بهشت با زهرا مرصعیان بیدگلی

موسس مجمع خواهران مکتب ولیعصر بیدگل

غروب روز جمعه ، روزي كه با نام آقا امام زمان ( عج ) مزين شده است ،در اوج گرماي تيرماه ميزبان كلام نافذ، دلنشين ،گرم و نوراني روشندلي شديم كه سراسر وجودش مملو از اميد ، نور و روشنايي است. با اينكه سالهاست نظاره گر طلوع خورشيد نبوده، اما دلي به روشنايي هزاران طلوع دارد و چه طلوعي زيباتر از اينكه ايشان موسس مجمع خواهران مكتب ولي عصر ( عج ) بيدگل است. خانم زهرا مرصعيان متولد سال 1342 ، ليسانس الهيات ، از سال 1367 در حوزه علميه كوثر كاشان به مدت 10 سال مشغول تحصيل بوده است. به صورت مادر زاد نيمه بينا بوده، تا اينكه در سن 15 سالگي ديد چشمانش كم مي شود تا الان كه چند درصدي مي تواند ببيند.

همه بر اين باورند كه با تاسيس اين مكتب انقلابي بر پا شده است.

از همان ورود به حوزه كارم را در زمينه فرهنگي و آموزشي شروع كردم. تا حالا به حمد و قوه الهي و با همكاري دوستان توانسته ام فعاليتهايي در زمينه هاي مذهبي و ... انجام دهم.

 1. تاسيس مجمع خواهران مكتب ولي عصر ( عج ) با همكاري حاج آقا حقيقيان كه همه بر اين باورند با تاسيس اين مكتب انقلابي به پا شده است.

2. پايه گذار طرح بيمه امام زمان ( عج )

 3. همكاري با كانون هاي سطح شهرستان ( كانون مكتب نرجس در حسينيه چهارده معصوم ، مكتب بيت الرقيه، حسينيه علي اكبر و ....)

 4. تاسيس چندين مكتب در محله هاي مختلف از جمله مجمع باب الحوائج در محله حضرت ابوالفضل ( ع )، مكتب الزينب در شهرك رسالت و .....

 5. آموزش 400 نفر در زمينه اعمال و اذكار نماز و .... اينها بخشي از فعاليتهايي است كه در مكتب ولي عصر انجام گرفته است.

*هر جا نياز به ماهست بايد تلاش و فعاليت كنيم.

* همفكري و راهنمايي جناب حاج آقا حقيقيان يكي ديگر از علت هاي تاسيس اين مكتب بود. بزرگترين و موثرترين عامل موفقيتش را لطف و عنايات خداوند و امام زمان ( عج ) مي داند. عامل موفقيتم را همكاري و همفكري دوستان به ويژه خانواده و روحيه شكست ناپذيري را كه در وجود بنده و دوستان بوده مي دانم ، چرا كه ما هر شكستي را عامل پيروزي مي دانستيم و مشكلات را يكي پس از ديگري پشت سر مي گذاشتيم. همه اعتقاد داشتيم كه شكست اولين گام پيروزي است ، ولي بزرگترين و موثرترين عامل موفقيتم را لطف و عنايات خداوند و امام زمان (عج) مي دانم.

*از داشتن بينايي محروم است ، اما آيا نا اميدي را هم در خود راه مي دهد؟...... من از همان كودكي تابه حال تنها چيزي را كه در خود راه نداده ام نا اميدي بوده است. چرا كه انسان اگر نا اميد شد ، گله و شكايتي هم دارد، من هرگز نا اميد نشده ام كه گله و شكايتي داشته باشم

 نگاهش به زندگي..... زندگي را بايد با توجه به معنايش به آن نگاه كرد. زندگي به معناي اين است كه بنا دارم چند صباحي اينجا باشم.

مهمان سراست خانه دنيا كه اندرو  ****يك روز اين بيايد و يك روز او رود بر كام دل به گردش ايام دل مبند****

 اين چرخ كج مدار نه بر آرزو رود اگر به زندگي با اين ديدگاه نگاه كنيد آن موقع است كه زندگي را براي زنده ماندن مي خواهي نه براي اينكه چند صباحي فقط به دنبال خواسته ها و آرزوهايت باشي، پس مسيري را بايد طي كني كه هر روز روشنتر و زنده تر شوي .

از كجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ****به كجا ميروم آخر ننمايي وطنم

رابطه اش با جوانان ..... وقتي در جمع دوستان هستم كسي متوجه نمي شود كه سن يا سمتم بيشتر از آنهاست، چرا كه با جوانان يكي هستم و آنها را از خود مي دانم.

او ارتباطش با خدا و ائمه را با كلامي از وصيت نامه شهيد اينگونه توصيف مي كند ... شهيد علي محمد اربابي در وصيت نامه اش مي گويد: (( خدايا تو در خداييت شكي نيست ، اين منم كه در بندگي ام شكي است )) بنده به نظرم رابطه ام با خدا و ائمه ( ع ) آنطور كه بايد باشد نيست ، اما هميشه خدا را به رنگ سفيد و نوراني مي بينم اوست كه ما را از سر لطف و رحمت به حال خود رها نمي كند.

ظهور آقا امام زمان ( عج ) را در راس خواسته هايش مي آورد....

.ظهور آقا امام زمان(عج) كه معنا دادن به همه زندگيهاست، او كه عقل ها را به فكر مي اندازد و رشد و ترقي را به حد اعلا مي رساند. 2.موفقيت همه جوانان در شئونات شرعي و زندگي عادي و به ثمر نشستن تلاش همه دوستان

حرف آخر ..... از تمام اساتيد و دوستان مكتب كوثركاشان به خصوص استاد مرحوم آيت الله يثربي كه در خدمتشان بوديم تشكر و قدرداني مي كنم و از شما مي خواهم رهنمودهاي بنده را در اختيار افرادي كه مي خواهند حركت كنند، بويژه جوانان قرار دهيد.



 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت   توسط وحید  | 

 





Powered by WebGozar